پیوندها




آمار بازدید کنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه: 464
بازديدکنندگان امروز: 75
کل بازديدکنندگان: 50057
بازديدکنندگان آنلاين: 5
زمان بارگزاري صفحه: 0.4051 ثانيه
فساد اداری

فساد اداری : ريشه های ناکارآمدی مقابله باجرم

پرواضح است که تکاليف و راهکارهای قانونی بسيار مشخصی به شرح فوق، برای مبارزه با ارتشاء وجود دارد که در هيچ يک، وظيفه ای جز ابرازنظر يا خبردادن برعهده ارباب رجوع نهاده نشده است. با اين وصف، همه مديران و مسئولان بانک [...] از اينجانب، به عنوان يک ارباب رجوع ناراضی که در معرض مطالبه رشوه قرار گرفته بود، صرفا «مدرک محکمه پسند» در معنای «اسناد کتبي» مطالبه کردند؛ و جز اين مطالبه مصرانه، قدم از قدم برنداشتند. آنان حتی دلايل مشروحه فوق را هم قابل سمع ندانستند!

 


ريشه های ناکارآمدی


در کشور ما، مردم عادت کرده اند که دادن رشوه را جزيی از کوشش های معمول خود برای پيش بردن کارها در ادارات دولتی بدانند. به همين نسبت، کم پيش می آيد که کسی، برای ندادن رشوه مبارزه کند و از آن بدتر، بسيار کم پيش می آيد که کسی دراين مبارزه، پيروز بشود
زيرا، از طرفی ديگر، ساختار نهادهای دولتی نيز به گونه ای نيست که دمار از روزگار رشوه خوار برآورد. به اين ترتيب، شاهد يک دور باطل در قضيه ارتشاء هستيم. مردمی که ناخواسته رشوه و رشوه خوار را می پرورند و دولتی که با وجود قوانين مصرح، عملا رشوه خوار را تنبيه نمی کند
من بنا به تجربه تلخ و عينی خود، دلايل زير را يافته ام

۱) «رودربايستي»:


ممکن است که کارمند رشوه خوار، به تدريج، روابط شحصی و خانوادگی با همکاران و روسای اداره خود برقرار کرده باشد که اين روابط، همچون حصاری امنيتی، او را درپناه خود می گيرد: برای رئيس اداره يا بانک، خيلی سخت يا حتی ناممکن می شود که با چنين کارمندی، برخوردی قانونی يا انضباطی کند. زيرا، در فرهنگ ما، «رودربايستی کردن» اغلب يک فضيلت اخلاقی شمرده می شود و حتی به شرم و حيا ملحق می گردد
به اين ترتيب، ممکن است که رئيس اداره، دچار يک چالش ساده مانند اين شود که اگر کارمند رشوه خوار خود را به دست قانون بدهد، چگونه رودر روی همسرگريان او بايستد و از کار قانونی خود دفاع کند؟!»... 
اين چالش، چنان که گفتم، ساده و حتی بهتر است بگويم که بسيار مبتذل است. اما، با همه اين اوصاف، در بستر فرهنگی ما، چالش هايی از اين دست، اثری بسيار قدرتمند در خنثی سازی بسياری از قوانين دارند

۲) «آبروداري»:


در موارد زيادی پيش می آيد که روسا، به ملاحظه حفظ آبروی اداره خود درسطح شهر يا استان يا درسطوح بالاتر سازمانی، ترجيح می دهند با کارمند رشوه خوار، مماشات کنند
اما، در واقع، حکم چنين رئيسی، حکم همان پدری است که به جای برخورد قاطع با فرزند ناخلف، سعی می کند تا آبروی خانوادگی و اجدادی خود را با «لاپوشاني» حفظ کند. چنين پدری، گمان می کند که اگر فرزندش را به دست قانون بسپارد، ديگر نخواهد توانست که در ميان دوستان و آشنايان و همسايگان، سربلندکند. درنتيجه، گرچه در خفا او را شماتت می کند، اما هرگز اجازه نمی دهد که کار به کلانتری محل کشيده شود
بر همين منوال، روسای يک اداره هم ممکن است که افشای يک کارمند رشوه خوار در اداره شان را منافی با حيثيت شخصی وجمعی خود بدانند. چنين روسايی، اگر منع ديگری نداشته باشند، در خلوت، آن کارمند را شماتت و حتی تهديد هم می کنند، اما هرگز و با هيچ مستندی او را به دست قانون نمی سپارند
نتيجه اين آبروداری هم البته ناگفته پيداست: فرزند يا کارمند ناخلف، در نتيجه اين مماشات، روز به روز جری تر و وقيح تر می شود تا جايی که کل آبروی خانواده يا اداره را يکجا از ميان می برد

۳) «کدخدامنشي»:


در کشور ما، اصولا عمل به قانون يک حسن يا صفت ممدوح شناخته نمی شود. برعکس، مديری را خوب و پسنديده می شمارند که با «کدخدامنشي» و با استفاده روش های «هيأتي»، مسايل و مشکلات را برطرف نمايد. پرواضح است که در اين شيوه و روش، چيزی که مورد نظر نيست، عمل به قانون است
به واقع، مدير کدخدامنش، همواره می کوشد تا اصحاب دعوا را به صلح و صفا برساند. در نتيجه، او هيچ وقت حاضر نمی شود تا کارمند رشوه خوار اداره اش را به دست قانون بسپارد تا مجازات شود. برعکس ، او ارباب رجوع شاکی را راضی می کند تا از شکايتش صرفنظر نمايد؛ و درعين حال، پدرانه، به کارمند رشوه خوار نصيحت می کند تا دست از کارهای نادرستش بردارد
نتيجه اين کدخدامنشی اين است که از يک طرف، ارباب رجوع از رسيدگی به شکايتش نااميد می شود و در نتيجه به کل نظام اداری کشور بدبين می گردد؛ و از طرف ديگر، آن کارمند خاطی هم ياد می گيرد تا با پيچيده کردن شيوه های باج گيری، حتی المقدور از خود ردپايی به جا نگذارد، در عين حال، اين کارمند و ساير همکارانش، با ملاحظه شيوه کداخدامنشانه مديران، مطمئن می شوند که رفتارهای خلاف شان، تا حد زيادی مورد اغماض کدخدامنشانه قرار خواهد گرفت

۴) «دشمنی نکردن»:


درکشور ما، اغلب چنين گمان می شود که سپردن يک خاطی به دست قانون، معادل است با دشمنی کردن با شخص او. به همين دليل است که وقتی يک ارباب رجوع می خواهد گزارشی درباره يک کارمند رشوه خوار بنويسد، اغلب، به او نصحيت می کنند که بگذار ديگران اين کار را بکنند. انگاری که نوشتن چنين گزارشی، يک گناه به درگاه پروردگار است
بر همين منوال، مديران يک اداره ممکن است باور داشته باشند که معرفی يک کارمند رشوه خوار به هيأت تخلفات اداری، نوعی دشمنی کردن با شخص او است. در نتيجه، چنين مديرانی تا آخرين حد توان خود می کوشند که از برخورد قانونی با کارمندی که رشوه خواری اش شهره آفاق شده است، پرهيز کنند يا دستکم نقش خود را در اين امر، تا آخرين حد ممکن، مخفی نمايند
وجه ديگراين امر، پرهيز از «دشمن تراشي» است: در بستر فرهنگی که به قانون اهميت زيادی نمی دهد، اشخاص ممکن است به سادگی و برای اين که کسی را دشمن خود نکرده باشند، از برخورد با متخلف صرف نظر کنند. چنين چيزی در سطح ادارات دولتی هم ممکن است رخ بدهد و کارمندی که از رشوه خواری همکارش به خوبی اطلاع دارد، حتی حاضر به ادای شهادت عليه او هم نشود تا مبادا برای خود، دشمنی دست و پا کرده باشد

۵) «بده و بستان»:


کارمند رشوه خوار، همواره آماده است به ياد همکارانش بياورد که در فلان و بهمان مورد، چگونه به آنان امتياز داده است. برای مثال، او می تواند به صورت تلويحی يادآوری کند که وام فلان آشنای مديرعامل يا اعضای هيأت مديره را با وجود برخی منع های قانونی، به خاطر گل روی آنان، تصويب کرده است
از طرف ديگر، ممکن است در روند اين «بده و بستان» يک مدير، کارمند رشوه خوارش را از چنگال عدالت برهاند تا برای هميشه او را مطيع و مرهون و عبد وعبيد خود نمايد. حتی اين مدير يا مسئول، ممکن است که بازی پيچيده ای را انجام دهد
به اين ترتيب که نخست در صف مبارزه با رشوه خوار قرار بگيرد و سپس، درست در لحظه مناسب، ناجی کارمند رشوه خوارش بشود. انجام اين بازی، هم وجهه مدير يا رئيس را به عنوان يک مبارزه با ارتشاء محفوظ نگه می دارد و هم او را در مهار يا صيد هميشگی کارمندش، موفق می کند

۶) مشارکت:


کارمند رشوه خوار می تواند با شريک کردن ديگران و حتی رؤسايش در امر رشوه خواری، محکم ترين حصار امنيتی را برای خود فراهم می کند. اين حصار در دو سطح عمل می کند: کارمند رشوه خوار، می تواند با آلوده کردن افراد زير دستش، خود را از رويارويی مستقيم با ارباب رجوع و مخاطرات ناشی از آن نجات بدهد
در واقع، با اين کار او از کارمند مادون خود، به عنوان يک آلت فعل استفاده می کند و خود در سايه قرار می گيرد. از سوی ديگر، اگر کارمند رشوه خوار موفق شود يک يا چند نفر از رؤسا را شريک رشوه خواری خود کند، در پناه حصاری محکم قرار می گيرد که او را از شر شکايت های مردم نجات می دهد. زيرا، در اين وضعيت، رئيس آلوده به رشوه، دفاع از کارمند خاطی را مساوی با دفاع از خود می داند
بر سياهه فوق، موارد ديگری را هم می توان افزود که شايد مايه اطناب باشد. اما، با همين مقدار که گفته آمد، ديگر پر پيداست که پايداری پديده ارتشاء، دستاورد ناخوشايند برخی از معايب فرهنگی در کشور ماست که جز با صلاح آنها، اين پديده شوم ريشه کن نخواهد شد.

منبع : روزنامه کيهان ـ سيد مجتبی آقايی